سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
557
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
به خلاف مغيره كه صدور اين أمور از آن معدن فسق وفجور به شهادت زياد به ظهور رسيده . دوم : آنكه در اينجا قول خود مغيره كه به ابوبكره وزياد گفته ، مؤيد ثبوت شهادت زياد است ; زيرا كه از كلام خود مغيره هم اعتراف به مقدمه جماع ظاهر مىشود ; به خلاف ابوالسيارة كه أصلا اعتراف به امرى نكرده . سوم : آنكه ابوالسيارة را خود ابوجندب هم به ضرب شديد مبتلا ساخته بود به حدى كه أو به سبب اين ضرب موجع كوزه پشت گرديد ; به خلاف مغيره كه بر أو به سبب ارتكاب اين أمور أصلا ضربي وايجاعى از كسى ديگر واقع نشده . پس هرگاه ابوالسيارة - با وصف تقدم ضرب أو از ابوجندب ، وعدم مؤاخذه عمر ابوجندب را بر اين ضرب - مستحق جلد صد تازيانه باشد ، مغيره بالأولى مستحق تعزير باشد . وعلاوة بر فعل عمر ، فعل جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) هم مقتضى تعزير مغيره است ; زيرا كه نزد آن جناب سه كس به زناى شخصي شهادت دادند ، وشاهد رابع گفت كه : من ديدم هر دو را در ثوب واحد . پس آن حضرت شهود ثلاثة را جلد فرمود ، ومرد وزن را تعزير فرمود . در " كنز العمال " مذكور است :